مور و قلم (داستانی از مثوی مولوی)
مولوي در ادامه ی داستان ميگويد: آن مورچة عاقل هم، حقيقت را نميدانست. عقل بدون خواست خداوند مثل سنگ است. اگر خدا يك لحظه، عقل را به حال خود رها كند همين عقل زيرك بزرگ، نادانيها و خطاهاي دردناكي انجام ميدهد.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
قُلْ
أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1) مِن
شَرِّ مَا خَلَقَ (2) وَمِن
شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ
(3) وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ (4) وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (5)
|
سوره الفلق |
|
به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو: پناه مىبرم به پروردگار سپیده صبح، (1) از شرّ تمام آنچه آفریده است (2)و از شرّ هر موجود شرور هنگامى كه شبانه وارد مىشود (3)
و از شرّ آنها كه با افسون در گرهها مىدمند (و هر تصمیمى را سست مىكنند) (4)
و از شرّ هر حسود، هنگامى كه حسد مىورزد! (5)
انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند.
انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند.
انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند.
-------------------------------------------------------------------------
انسان های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن بر می گزینند.
انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند.
انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند.
--------------------------------------------------------------------------
انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند.
انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند.
انسان های کوچک مسئله ندارند.
--------------------------------------------------------------------------
انسان های بزرگ درباره ی عقاید سخن می گویند.
انسان های متوسط درباره ی وقایع سخن می گویند.
انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند.
آنکس که بداند و بداند که بداند اسب خرد از گنبد گردون بجهــاند
آنکس که بداند و نداند که بداند بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدّهر بمــاند (ابن یمین)